تعریف دفتر تجاری

تجار در دفتر تجاری کلیه امور در رابطه با داد و ستد و کارهای خود را در آن می نویسند.دفاتر تجاری سه نوع هستند که این سه نوع عبارتند از : دفتر روزنامه، دفتر کل ، دفتر دارایی و دفتر کپیه .

دفتر روزنامه

وفق ماده ۷ ق.ت، ” دفتر روزنامه دفتری است که تاجر باید همه روزه مطالبات و دیون و داد و ستد تجاری و معاملات راجع به اوراق تجاری ( از قبیل خرید و فروش و ظهرنویسی ) و به طور کلی جمیع واردات و صادرات تجاری خود را به هر اسم و رسمی که باشد و وجوهی را که برای مخارج شخصی خود برداشت می کند در آن دفتر ثبت نماید “.

یکی از دفاتری که کلیه امور شرکت به تفصیل در آن نوشته می شود دفتر روزنامه می باشد.تجار مخارج شخصی خود را نیز در دفتر روزنامه می نویسند.زمانی که مخارج شخصی در دفتر روزنامه نوشته می شود ، در صورتی که اگر مخارج از درآمد بیشتر باشد براساس بند ۱ ماده ۵۴۲ قانون تجارت جز موارد ورشکستگی به تقصیر اجباری به حساب می آید.

“ماده ۵۴۲ – درمواردذيل هرتاجرورشكسته ممكن است ورشكسته به تقصير اعلان شود –

  1. اگربه حساب ديگري وبدون آنكه درمقابل عوضي دريافت نمايد تعهداتي كرده باشدكه نظربه وضعيت مالي اودرحين انجام آنهاآن تعهدات فوق العاده باشد.
  2. اگرعمليات تجارتي اومتوقف شده ومطابق ماده ۴۱۳اين قانون رفتار نكرده باشد.
  3. اگرازتاريخ اجراي قانون تجارت مصوب ۲۵دلو۱۳۰۳و۱۲فروردين و ۱۲خرداد۱۳۰۴دفترنداشته يادفاتراوناقص يابي ترتيب بوده يادرصورت دارائي وضعيت حقيقي خودرااعم ازقروض ومطالبات بطورصريح معين نكرده باشد(مشروط براينكه دراين مواردمرتكب تقلبي نشده باشد). “

دفتر کل

طبق ماده ۸ قانون تجارت ” دفتری است که تاجر باید کلیه معاملات را لااقل هفته ای یک مرتبه از دفتر روزنامه استخراج و انواع مختلف آن را تشخیص و جدا کرده و هر نوعی را در صفحه مخصوصی در آن دفتر بطور خلاصه ثبت کند “.

تفاوت دفتر روزنامه و دفتر کل در دو مورد خلاصه می شود :

  1. در دفتر روزنامه مطالب مورد نیاز باید هر روز نوشته شود اما در دفتر کل حداقل هفته ای یک بار.
  2. معاملات دفتر روزنامه به تفکیک موارد دفتر کل می شود.

نکته : براساس ماده ۷ آیین نامه نحوه تنظیم و تحریر نگاهداری دفاتر موضوع تبصره ۲ قانون مالیات های مستقیم، امروزه از دفتر معین برای تفکیک و جداسازی هر کدام از حساب های دفتر کل استفاده می شود و هم چنین براساس ماده ۱۳ همین آیین نامه، کلیه عملیات به ثبت رسیده در دفتر روزنامه هر مته میبایست حداکثر تا روز ۱۵ ام ماه بعد به دفتر کل انتقال یابد.

دفتر دارایی

به موجب ماده ۹ ق. ت ، ” دفتری که تاجر باید هر سال صورت جامعی از کلیه دارایی منقول و غیرمنقول و دیون و مطالبات سال گذشته خود را به ریز ترتیب داده در آن دفتر ثبت و امضا نماید و این کار باید تا پانزدهم فرورین سال بعد انجام پذیرد “.

تاجر در دفتر دارایی در حقیقت گزارش سالیانه خود را می نویسد.تنها دفتری که برای نوشتن مندرجات آن تاریخ معین در نظر گرفته شده دفتر دارایی است، زیرا میبایست تا پانزدهم فروردین سال بعد الزاماً کامل شود.دفتر دارایی دفتری است که به امضای تاجر نیاز دارد.

دفتر کپیه

به موجب ماده ۱۰ ق.ت، ” دفتری که تاجر باید کلیه مراسلات و مخابرات و صورت حساب های صادره خود را در آن به ترتیب تاریخ ثبت نماید .
تبصره : تاجر باید کلیه مراسلات و مخابرات و صورت حساب های وارده را نیز به ترتیب تاریخ ورود مرتب نموده و در لفاف مخصوصی ضبط کند “.

تنها دفتری که قبل از آن که چیزی در آن نوشته شود به امضای نماینده اداره ثبت نیاز ندارد، دفتر کپیه می باشد. دفتر روزنامه و کل و دارایی به امضای نماینده اداره ثبت پیش از تحریر نیازمند است. غیر از امضای نماینده اداره ثبت، دیگر شرایطی که برای دفاتر تجاری نیاز است در دفتر کپیه هم میبایست رعایت گردد.

نکته : امروزه به جای دفتر دارایی، از ترازنامه یا بیلان و به جای دفتر کپیه از دفتر اندیکاتور یا نامه نما یا بایگانی الکترونیک استفاده می گردد.

براساس ماده ۶ قانون تجارت این اشخاص باید نسبت به دریافت دفتر تجاری اقدام نمایند :

طبق این نظامنامه که در سال ۱۳۸۰ به روزرسانی شده است ملاک تشخیص کسبه جز موارد ذیل می باشد :

  1. اشخاصی که میزان فروش آن ها از ده میلیون تومان کمتر باشد
  2. در خصوص ارائه دهندگان خدمات ، اشخاصی که دریافتی سالیانه آن ها از پنج میلیون تومان کمتر باشد.

البته ملاک های تشخیص کسبه جز در زمان های مختلف متفاوت است.مانند ماده ۵ قانون مالیات بر درآمد مصوب ۱۶/ ۱/ ۱۳۳۵ که کسبه را کسانی تلقی کرده بود که ” کالا را منحصراَ به مصرف کننده بفروشد “.

” ماده ۵ – الف – کسبه جزء:

‌کسبه جزء کسانی هستند که کالاهای مصرفی را از عمده‌ فروشها خریداری و به مصرف ‌کننده می‌ فروشند و یا در مقابل انجام کاری با دست یا ماشینهای‌ کوچک دستمزد دریافت می ‌دارند و حداکثر درآمد سالیانه آنها از یکصد و بیست هزار ریال تجاوز نمی‌ کند.‌ملاک تشخیص درآمد کسبه جزء آخرین درآمد مالیاتی قطعی شده آنها است بدین معنی که اگر درآمد قطعی شده هر مؤدی در سالهای گذشته کمتر از۱۲۰۰۰۰ ریال باشد مؤدی مذکور کاسب جزء شناخته شده و پس از وضع حداقل بخشودگی به نرخ مندرج در ماده ۱۶ مشمول مالیات می‌گردد.‌

کسانی که سابقه مالیات قطعی ندارند و همچنین کسانی که در آینده مشغول کسب شوند مالیات آنها معادل سه برابر مال‌الاجاره ماهیانه محل کسب (‌در‌صورتی که محل مزبور قبل از ۱۳۲۷ در اجاره بوده باشد) و دو برابر آن (‌در صورتی که از اول ۱۳۲۷ به بعد به اجاره واگذار شده باشد) مقطوعاً دریافت ‌خواهد شد.‌اجاره محل کسب بر طبق سند رسمی احتساب و هر گاه سند رسمی نداشته باشد بر اساس اجاره املاک مشابه محسوب خواهد شد و به هر حال جمع‌این مالیات در سال از ۳۳۶۰ ریال (‌حداکثر مالیات غیر متأهل) تجاوز نمی ‌کند و این مالیات حداقل برای پنج سال قطعی است.

  • ‌تبصره ۱ – هر گاه در تشخیص کاسب بودن و یا نبودن مؤدی اختلافی با دارایی محل پیش بیاید موضوع اختلاف به کمیسیون تشخیص بدوی ‌مذکور در ماده ۲۳ این قانون ارجاع می‌شود و رأی کمیسیون قطعی است.
  • ‌تبصره ۲ – کسبه مذکور در زیر به کلی از تأدیه مالیات معافند.

۱ – کتابفروش (‌اعم از دوره‌گرد و مغازه‌دار) ۲ – دارندگان چاپخانه‌های دستی ۳ – پرده‌دوز و چادردوز ۴ – تعمیرکار عینک ۵ – حصیرباف ۶ – دواتگر۷- سازنده آلات موسیقی ۸ – سنگ‌تراش ۹ – دوچرخه‌ساز و دوچرخه‌کرایه‌ده ۱۰ – مصالح جزیی بنایی فروش ۱۱ – کوزه‌فروش ۱۲ – اتوکشی که‌ماشین بخار ندارد ۱۳ – لباف و شعرباف ۱۴ – تابلوساز و تابلونویس و قابساز ۱۵ – پینه‌دوز ۱۶ – واکسی ۱۷ – کله‌پز ۱۸ – بستنی‌فروش ۱۹-‌قهوه‌چی ۲۰ – شیرفروشهای سیار ۲۱ – لیمونادفروش ۲۲ – زهتاب ۲۳ – حلبی‌ساز ۲۴ – آهنکوب ۲۵ – صفار ۲۶ – پرنده‌فروش ۲۷ – یخنی‌پز ۲۸ – ‌شیشه‌بر ۲۹ – دارندگان آسیاب

آبی ۳۰ – حلواپز ۳۱ – لحاف‌دوز ۳۲ – عصار ۳۳ – سبزی‌فروش ۳۴ – بشکه‌داران آب ۳۵ – نعل‌ساز و نعلبند ۳۶ -‌آهنگر خرده‌کار ۳۷ – سرکه و آبغوره‌فروش ۳۸ – ترشی‌فروش ۳۹- کشک‌ساب ۴۰ – لبوفروش و چنان چه کمیسیون بدوی تشخیص مالیات بر درآمد‌در هر محل در اسفند ماه هر سال با در نظر گرفتن وضع کسبی سایر کسبه و رعایت حداقل معافیت مذکور در این قانون تشخیص نمایند کسبه جزء‌دیگری شامل بخشودگی می‌باشند صورت بخشودگی را به دارایی محل خواهد فرستاد که طبق آن عمل نمایند.

  • ‌تبصره ۳ – کلیه مؤدیانی که سابقه آخرین سال مالیاتی قطعی شده آنها بیش از ۵۰۰ریال نباشد در ظرف مدت پنج سال از تاریخ اجرای این قانون از‌پرداخت مالیات معاف می‌باشند.
  • تبصره ۴ – مؤدیان مذکور در تبصره ۲ و ۳ از پرداخت بقایای مالیاتی سنواتی معاف می‌باشند.
  • تبصره ۵ – مؤدیان مشمول این ماده در صورتی که از بابت سنوات قبل بدهی مالیاتی قطعی نشده داشته باشند برای هر یک از سنوات مزبور برابر‌آخرین مالیات قطعی شده آنان مالیات وصول خواهد شد و اگر بقایای قطعی شده نداشته باشند تابع مقررات این قانون خواهند بود.
    ‌مؤدیان مزبور می‌توانند بدهی خود را تا آخر سال در چهار قسط متساوی (‌اول تیر – اول شهریور – اول آبان – اول دی) بپردازند.
  • تبصره ۶ – ادارات دارایی مکلف هستند برای بخشودگان این ماده کارت بخشودگی مالیات صادر نموده و به افراد هر رسته تسلیم و این کارتها را‌منظماً در دفاتر ثبت نمایند.
  • تبصره ۷ – مالیات قطعی شده آن است که به هر نحوی از انحاء (‌سوای مواردی که به علت عدم وصول اعتراض مؤدی مالیات قطعی شناخته‌می‌شود) مالیات مؤدی به صورت قطعی درآمده باشد.

ب – اصناف:

‌ماده ۶ – اصناف کسانی هستند که بدون داشتن کارت بازرگانی به هر نوع معاملات و تجارت داخلی اعم از عمده‌فروشی و یا خرید و فروش – دلالی‌اعم از ملکی و بازرگانی – امور حمل و نقل – تصدی مهمانخانه – کافه رستوران و تماشاخانه و امثال آنها و یا به هر قسم کارهای صنعتی اعم از دستی و ‌یا ماشینی و مانند آن اشتغال دارند و درآمد سالیانه آنها اضافه بر ۱۲۰ هزار ریال می‌ باشد.‌ملاک تشخیص درآمد این طبقه از مؤدیان در صورتی که دارای دفاتر پلمب شده نباشند دفتری است که وزارت دارایی طبع و در دسترس آنها خواهد‌ گذاشت.‌

اصناف مذکور در این ماده مکلف هستند قبل از آخر تیر ماه هر سال اظهارنامه مالیاتی بر اساس درآمد سال گذشته خود به اداره دارایی محل تسلیم و در‌همان موقع مالیات متعلقه را پرداخت نمایند در صورت عدم تسلیم اظهارنامه به موعد مقرر و یا عدم ارائه دفتر در مورد آنهایی که سابقه مالیات قطعی ‌شده قبل از تصویب این قانون دارند در سال اول دو برابر و در سالهای بعد تا پنج برابر آخرین مالیات قطعی شده مالیات قطعی این قبیل مؤدیان خواهد‌ بود.‌مگر آن که اقدام بنگاهداری دفاتر مندرج در این ماده بنمایند که در این صورت دفاتر عملکرد آنها ملاک تشخیص درآمد خواهد بود.‌

چنانچه این قبیل مؤدیان مالیات قطعی شده نداشته باشند و یا در آینده در ردیف این قبیل مؤدیان قرار گیرند و دارای دفتر نباشند درآمد آنها به وسیله‌ کمیسیونهای بدوی مندرج در ماده ۲۳ تشخیص و مالیات آنها دریافت خواهد شد.

‌هر گاه مؤدی اعتراض داشته باشد می‌تواند به کمیسیون تجدید نظر شکایت نماید و در صورتی که این قبیل مؤدیان هم در سالهای بعد اقدام به‌نگاهداری دفتر ننمایند بر طبق ضریب سنواتی مندرج در این ماده با آنها رفتار خواهد شد.

  • ‌تبصره – در صورتی که اظهارنامه ناقص یا دفاتر مخدوش باشد ادارات دارایی مکلفند حداکثر در ظرف مدت شش ماه موارد اختلاف را به مؤدی‌کتباً اخطار نمایند که در ظرف مدت دو ماه موارد مزبور را اصلاح نموده و یا جواب اعتراضات را به دارایی محل تسلیم نماید در صورتی که مؤدی در‌ظرف مدت مقرر جواب اعتراضات دارایی را ندهد و یا توضیحات مؤدی رفع اختلاف را ننماید موارد اختلاف به کمیسیونهای تشخیص ارجاع می ‌گردد. “

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *