در ابتدای این مقاله ثبت کریم خان تعریف هایی از شرکت مختلط سهامی و غیر سهامی براساس قانون تجارت به شما ارائه می دهد.

تعریف شرکت مختلط سهامی

طبق ماده 162 قانون تجارت : ” شرکت مختلط سهامی شرکتی است که در تحت اسم مخصوصی بین عده شرکاء سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل ‌می‌ شود.‌شرکاء سهامی کسانی هستند که سرمایه آنها به صورت سهام یا قطعات سهام متساوی ‌القیمه در آمده و مسئولیت آنها تا میزان همان سرمایه است که در‌شرکت دارند.‌شریک ضامن کسی است که سرمایه او به صورت سهام در نیامده و مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود در‌صورت تعدد شریک ضامن مسئولیت آنها در مقابل طلبکاران و روابط آنها با یکدیگر تابع مقررات شرکت تضامنی خواهد بود.”

تعریف شرکت مختلط غیرسهامی

ماده 141 قانون تجارت شرکت مختلط غیر سهامی را این گونه تعریف می کند : ” شرکت مختلط غیر سهامی شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوصی بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسئولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می ‌شود.‌شریک ضامن مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود – شریک با مسئولیت محدود کسی است که مسئولیت او‌فقط تا میزان سرمایه است که در شرکت گذارده و یا بایستی بگذارد.”

دو دسته از افراد شرکت مختلط غیر سهامی را تشکیل می دهند :

  • دسته اول : اشخاصی که سرمایه دارند و قصد سرمایه گذاری دارند اما از امور تجاری مطلع نیستند.
  • دسته دوم : اشخاصی که در خصوص امور تجاری اطلاعات کاملی دارند اما سرمایه ندارند ، از طرفی هم نمی خواهند برای سرمایه داران تحت عنوان کارمند کار کنند و می خواهند برای خودشان کار کنند.

شرکت مختلط غیر سهامی از توافق و اتحاد دو دسته فوق تشکیل می گردد.دسته اول را شرکای با مسئولیت محدود می گوییم و دسته دوم را شرکای ضامن می نامیم.لازم به ذکر است که اداره کلیه امور مربوط به شرکت مختلط غیر سهامی بر عهده شرکای ضامن است.

در ادامه ثبت کریم خان در خصوص انحلال شرکت مختلط سهامی و غیر سهامی توضیح می دهد.

دلایل انحلال شرکت مختلط غیرسهامی

1. رضایت کلیه شرکا

2. اگر شرکا با دلایل موجه درخواست انحلال شرکت را بدهند.

3.طبق ماده 137 قانون تجارت : ” فسخ شرکت در صورتی ممکن است که در اساسنامه این حق از شرکاء سلب نشده و ناشی از قصد اضرار نباشد – تقاضای فسخ باید‌ شش ماه قبل از فسخ کتباً به شرکاء اعلام شود.”

4. براساس ماده 138 قانون تجارت : ” در مورد ورشکستگی یکی از شرکاء انحلال وقتی صورت می ‌گیرد که مدیر تصفیه کتباً تقاضای انحلال شرکت را نموده و از تقاضای ‌مزبور شش ماه گذشته و شرکت مدیر تصفیه را از تقاضای انحلال منصرف نکرده باشد.”

5. ماده 139 قانون تجارت در این باره می گوید : ” در صورت فوت یکی از شرکاء بقاء شرکت موقوف به رضایت سایر شرکاء و قائم‌ مقام متوفی خواهد بود – اگر سایر شرکاء به بقاء شرکت ‌تصمیم نموده باشند قائم ‌مقام متوفی باید در مدت یک ماه از تاریخ فوت رضایت یا عدم رضایت خود را راجع به بقاء شرکت کتباً اعلام نماید در صورتی‌که قائم‌ مقام متوفی رضایت خود را اعلام نمود نسبت به اعمال شرکت در مدت مزبور از نفع و ضرر شریک خواهد بود ولی در صورت اعلام عدم‌ رضایت در منافع حاصله در مدت مذکور شریک بوده و نسبت به ضرر آن مدت سهیم نخواهد بود.‌سکوت تا انقضای یک ماه در حکم اعلام رضایت است.”

همچنین بنا بر ماده 140 قانون تجارت : ” در مورد محجوریت یکی از شرکاء مطابق مدلول ماده فوق عمل خواهد شد.”

4. به موجب ماده 138 قانون تجارت : ” در مورد ورشکستگی یکی از شرکاء انحلال وقتی صورت می ‌گیرد که مدیر تصفیه کتباً تقاضای انحلال شرکت را نموده و از تقاضای ‌مزبور شش ماه گذشته و شرکت مدیر تصفیه را از تقاضای انحلال منصرف نکرده باشد.”

5. برابر ماده 161 قانون تجارت : ” مقررات مواد 136 – 137 – 138 – 139 و 140 در مورد شرکت‌ های مختلط غیر سهامی نیز جاری است.”

ماده 136 قانون تجارت : ” شرکت تضامنی در موارد ذیل منحل می ‌شود :

  • ‌الف) در مورد فقرات 1 – 2 – 3 ماده 93.
  • ب) در صورت تراضی تمام شرکاء:
  • ج) در صورتی که یکی از شرکاء به دلائلی انحلال شرکت را از محکمه تقاضا نماید و محکمه آن دلائل را موجه دانسته و حکم به انحلال بدهد.
  • د) در صورت فسخ یکی از شرکاء مطابق ماده 137.
  • ه) در صورت ورشکستگی یکی از شرکاء مطابق ماده 138.
  • و) در صورت فوت یا محجوریت یکی از شرکاء مطابق مواد 139 و 140.
  • ‌تبصره – در مورد بند (ج) هر گاه دلائل انحلال منحصراً مربوط به شریک یا شرکاء معینی باشد محکمه می‌تواند به تقاضای سایر شرکاء به جای‌انحلال حکم اخراج آن شریک یا شرکای معین را بدهد.”

ماده 137 قانون تجارت : ” فسخ شرکت در صورتی ممکن است که در اساسنامه این حق از شرکاء سلب نشده و ناشی از قصد اضرار نباشد – تقاضای فسخ باید‌ شش ماه قبل از فسخ کتباً به شرکاء اعلام شود. ‌اگر موافق اساسنامه باید سال به سال به حساب شرکت رسیدگی شود فسخ در موقع ختم محاسبه سالیانه به عمل می‌آید.”

ماده 138 قانون تجارت : ” در مورد ورشکستگی یکی از شرکاء انحلال وقتی صورت می ‌گیرد که مدیر تصفیه کتباً تقاضای انحلال شرکت را نموده و از تقاضای ‌مزبور شش ماه گذشته و شرکت مدیر تصفیه را از تقاضای انحلال منصرف نکرده باشد. “

ماده 139 قانون تجارت : ” در صورت فوت یکی از شرکاء بقاء شرکت موقوف به رضایت سایر شرکاء و قائم‌ مقام متوفی خواهد بود – اگر سایر شرکاء به بقاء شرکت ‌تصمیم نموده باشند قائم‌ مقام متوفی باید در مدت یک ماه از تاریخ فوت رضایت یا عدم رضایت خود را راجع به بقاء شرکت کتباً اعلام نماید در صورتی‌که قائم‌ مقام متوفی رضایت خود را اعلام نمود نسبت به اعمال شرکت در مدت مزبور از نفع و ضرر شریک خواهد بود ولی در صورت
اعلام عدم‌ رضایت در منافع حاصله در مدت مذکور شریک بوده و نسبت به ضرر آن مدت سهیم نخواهد بود.‌سکوت تا انقضای یک ماه در حکم اعلام رضایت است.”

ماده 140 قانون تجارت : ” در مورد محجوریت یکی از شرکاء مطابق مدلول ماده فوق عمل خواهد شد.”

نکته : مواد 129 و 130 قانون تجارت در رابطه با تقاضای انحلال شرکت توسط طلبکاران شخصی شرکا و عدم امکان تهاتر دیون در شرکت مختلط غیرسهامی نیز جاری می باشد.

ماده 129 قانون تجارت : ” طلبکاران شخصی شرکاء حق ندارند طلب خود را از دارایی شرکت تأمین یا وصول کنند ولی می ‌توانند نسبت به سهمیه مدیون خود از‌منافع شرکت یا سهمی که در صورت انحلال شرکت ممکن است به مدیون مزبور تعلق گیرد هر اقدام قانونی که مقتضی باشد به عمل آورند. ‌طلبکاران شخصی شرکاء در صورتی که نتوانسته باشند طلب خود را از دارایی شخصی مدیون خود وصول کنند و سهم مدیون از منافع شرکت کافی‌برای تأدیه طلب آنها نباشد می ‌توانند انحلال شرکت را تقاضا نمایند (‌اعم از اینکه شرکت برای مدت محدود یا غیر محدود تشکیل شده باشد)

مشروط ‌بر اینکه لااقل شش ماه قبل قصد خود را به وسیله اظهارنامه رسمی به اطلاع شرکت رسانیده باشند در این صورت شرکت یا بعضی از شرکاء می‌ توانند ‌مادام که حکم نهایی انحلال صادر نشده با تأدیه طلب دائنین مزبور تا حد دارایی مدیون در شرکت یا با جلب رضایت آنان به طریق دیگر از انحلال‌شرکت جلوگیری
کنند.”

ماده 130 قانون تجارت : ” نه مدیون شرکت می‌تواند در مقابل طلبی که ممکن است از یکی از شرکاء داشته باشد استناد به تهاتر کند نه خود شریک می‌تواند در‌مقابل قرضی که ممکن است طلبکار او به شرکت داشته باشد به تهاتر استناد نماید مع ذالک کسی که طلبکار شرکت و مدیون به یکی از شرکاء بوده و‌پس از انحلال شرکت طلب او لاوصول مانده در مقابل آن شرکت حق استناد به تهاتر خواهد داشت.”

انحلال شرکت مختلط سهامی

براساس ماده 181 قانون تجارت : ” شرکت مختلط در موارد ذیل منحل می ‌شود:

  • ‌الف) در مورد فقرات 1 – 2 – 3 ماده 93.
  • ب) بر حسب تصمیم مجمع عمومی در صورتی که در اساسنامه این حق برای مجمع مذکور تصریح
    شده باشد.
  • ج) بر حسب تصمیم مجمع عمومی و رضایت شرکاء ضامن.
  • د) در صورت فوت یا محجوریت یکی از شرکاء ضامن مشروط بر اینکه انحلال شرکت در این
    مورد در اساسنامه تصریح شده باشد.

‌در مورد فقرات (ب) و (ج) حکم ماده 72 جاری است.”

همچنین برابر ماده 182 قانون تجارت : ” هر گاه در اساسنامه برای مجمع عمومی حق تصمیم به انحلال معین نشده و بین مجمع عمومی و شرکاء ضامن راجع به انحلال موافقت ‌حاصل نشود و محکمه دلائل طرفداران انحلال را موجه بیند حکم به انحلال خواهد داد. همین حکم در موردی نیز جاری است که یکی از شرکاء ضامن ‌به دلائلی انحلال شرکت را از محکمه تقاضا نموده و محکمه آن دلائل را موجه ببیند.”

به موجب مواد 181 و 182 ق. ت ، شرکت مختلط سهامی علاوه بر موارد عمومی انحلال به دلایل اختصاصی نیز منحل می شود :

نکته : شرکای سهامی در شرکت مختلط سهامی گرچه در اداره شرکت دخالتی ندارند اما حق نظارت بر امور آن را دارند ( نظارت اطلاعی ) و اگر چه نمی توانند مدیر شرکت شوند اما عضویت آنها در هیات نظارت بلامانع می باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *